به نوک خامه رقم کردهای سلام ، مرا
-
تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 20:11
حافظ... چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمتحقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمتبه نوک خامه رقم کردهای سلام ، مراکه کارخانه دوران مباد بی رقمت...نگویم از من بیدل به سهو کردی یادکه در حساب خرد نیست سهو بر قلمتمرا
پیوند..
-
تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 20:11
حمید مصدق... قلب من و تو راپیوند جاودانه ی مهری ست در نهانپیوند جاودانه ی ما ناگسسته بادتا آخرین دم از نفس واپسین مناین عهد بسته باد .
ای دوست...
-
تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 20:11
نصرت رحمانی... ای دوست !درازنای شب ِ اندوهان رااز من بپرسکه در کوچه ی عاشقان تا سحرگاهرقصیده امو طول راه جدایی رااز شیون عبث گامهای منبر سنگ فرش حوصله ی راه !که همپای بادهادر شهر و کوه و دشتبه دنبال
تو زندگی هستی...
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 10:56
شیرکو بیکس... یک روز نیستیتمامِ سالی..تو یک شبیا یک کتاب و یک قطره نیستیتو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستیاگر دقیقه ای نباشیساعت ها از کار می افتندخانه ها برهوت می شوندکوچه ها اشک می ریزندپرندگان،
وقتی تو با منی..
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 10:56
حمید مصدق... وقتی تو نیستیخورشید تابناکشاید دگر درخشش خود راو کهکشان پیر گردش خود رااز یاد می برد .و هر گیاهاز رویش نباتی خودبیگانه می شودو آن پرنده ایکز شاخه انار پریدهپرواز راهر چند پر گشوده فراموش
بهار است...
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 10:56
احمدرضا احمدی... پنجره را می گشایم. برف ها سرانجام آب شدند. بنفشه ها از زیر برف ها قد افراخته بهار را به خورشید صبحگاهی باز می گردانند. با چشمی از من که در زمستان تیره شد، بنفشه ها را از پشت پرده ای
چنان زلال شود...
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 10:56
رضا براهنی... چنان زلال شودآن کسی که تو را یک بارفقط یک بار نگاه کندکه هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پسحتی اگر هزار بارهزاران چهره را نگاه کند...یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهاناگر آدمهایشبدون رؤیتِ توچشم گشوده باشند .چگونه جهانبه غربتِ ابدیدوباره عادت خواهد کرداگر تو را نبیند!
آخرین روزهای اسفند...
-
تاریخ: 1398/1/25 ساعت: 2:08
شفیعی کدکنی... آخرین# روزهای# اسفند# استاز سرشاخ این برهنه چنارمرغکی با ترنمی بیدارمی زند نغمه...نیست معلوممآخرین# شکوه از زمستان استیا نخستین ترانه های بهار؟
به جان...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 15:28
شفیعی کدکنی... به جان، جوشم که جویای تو باشمخَسی بر موج دریای تو باشمتمامِ آرزوهای منی، کاشیکی از آرزوهای تو باشم!
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 15:28
سعدی... مرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی!غمت مباد و گزندت مباد و درد مبادکه مونس دل و آرام جان و دفع غمیهزار تندی و سختی بکن که سهل بودجفای مثل تو بردن که سابق کرمی!ندانم
با من بخوان که غلغله در گنبد افکنیم...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 15:28
حسین منزوی...پشت در سرای تو با من قرار نیستبگشای در که حوصلهی انتظار نیست!تنها تو برکهوار زلال ِ تلالوئیکز هیچ سو بر آینههای ات غبار نیستجز دستهای تو ، که بهار ِ نوازشاندبا هیچ باغ و باغچه این برگ و بار نیست!غیر از جبین و چشم تو ، این برگ معرفتبا هیچ متن، حاشیهی اعتبار نیستهر رفتنی به سوی تو برگشت م...
جان ِ جان با من است...
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 8:24
فریدون مشیری... تو را دارم ای گل ، جهان با من است تو تا با منی ، جان جان با من است چو میتابد از دور پیشانیات کران تا کران آسمان با من است چو خندان به سوی من آیی به مهر بهاری پر از ارغوان با من است! کنار تو هر لحظه گویم به خویش که خوشبختی بیکران با من است روانم بیاساید از هر غمی چو بینم که مهرت روان ...
درود ای آبی ِ بودایی ، ای تمثیل زیبایی...
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 8:24
حسین منزوی... گوارای من آه ! ای شعر ناب من ! سلام ای عشق! به جام شوکران من ، شراب من ! سلام ای عشق! زمین خاکی ام ، گرد سرت می گردم و هستم سلام ای زندگی بخش آفتاب من سلام ای عشق در ِ عرفان زیبایی
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم...
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 8:24
عباس صفاری... زمستان را فقطبه خاطر تو دوست دارمبه خاطر لباس های گرم زمستانی اتکه هر چه سردتر می شودزیباتر ات می کنندبه خاطر پالتوی کمر تنگی که قدت رابلندتر نشان می دهدبه خاطر آن پلی ور سفید یقه اسکیک
دوباره در تن من روح نوبهاران باش...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
حسین منزوی... هزار درد مرا، عاشقانه درمان باش هزار راه مرا، ای یگانه پایان باش! برای آنکه نگویند، جستهایم و نبود تو آنکه جسته و پیداش کردهام، آن باش وبلاگ دوباره کلمه زنده کن این خستهی خزانزده را حلول کن
چه سان تو را دوست دارم؟
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
شیرکو بیکس... در آخرین نامه ات از من پرسیده بودی که چه سان تو را وبلاگ دوست کلمه وبلاگ دارم؟ کلمه عزیزکم ، همچون بهار که آسمان کبود را وبلاگ دوست کلمه دارد . همچون پروانه ای در دل کویر یا زنبوری کوچک در عمق جنگل که به گل سرخی دل داده است و به آن شهد شیرین اش.. آری ، من اینگونه تو را وبلاگ دوست کلمه ...
این مِه می داند...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
شمس لنگرودی... این مِه که دور درختان راه میرود این مِه می وبلاگ داند کلمه که چقدر دوستت دارم این مِه که منم و دور از تو تاب تنم را ندارم .
دستانِ تو خواهرانِ تقدیرِ مناند....
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
احمد شاملو... قصدِ من فریبِ خودم نیست، دلپذیر! قصدِ من فریبِ خودم نیست. اگر لبها دروغ میگویند از دستهای تو راستی هویداست و من از دستهای توست که سخن میگویم. وبلاگ دستانِ کلمه تو وبلاگ خواهرانِ کلمه وبلاگ تقدیرِ کلمه مناند.
خوش تر...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
حسین منزوی... شبی که می گذرد با تو بی کران خوش تر که پای بند تو ، وارسته از زمان خوش تر! برای مستی و دیوانگی ، می و افیون خوش اند هر دو و چشمت ز هر دوان خوش تر ز گونه و لب تو ، بوسه بر کدام زنم ؟
تا بامداد محشر در سر خمار دارم...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:48
سعدی... باز از شراب دوشین در سر وبلاگ خمار کلمه وبلاگ دارم کلمه وز باغ وصل جانان گل در کنار وبلاگ دارم کلمه ! سرمست اگر به سودا برهم زنم جهانی عیبم مکن که در سر سودای یار وبلاگ دارم کلمه .. ساقی بیار جامی کز زهد توبه کردم مطرب بزن نوایی کز