خرید بک لینک

نصرت رحمانی...

ای دوست !

درازنای شب ِ اندوهان را

از من بپرس

که در کوچه ی عاشقان تا سحرگاه

رقصیده ام

و طول راه جدایی را

از شیون عبث گامهای من

بر سنگ فرش حوصله ی راه !

که همپای بادها

در شهر و کوه و دشت

به دنبال بوی تو

گردیده ام

و ساعت خود را

با کهنه ساعت متروک برج شهر

میزان نموده ام!

ای نازنین!

اندوه اگر که پنجه به قلبت زد

تاری ز موی سپیدم

در عود سوز بیفکن

تا عشق را بر آستانه ی درگاه بنگری...

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1398 ساعت: 20:11

صفحه بندی