خرید بک لینک

حسین منزوی...

وقتی تو نیستی

گویی شبان قطبی

ساعت را

زنجیر کردهxad اند

و شب،

بوی جنازهxad های بلاتکلیف

میxadدهد

و چشمxad ها

گویی تمام منظرهxad ها را،

تا حد خستگی و دلزدگی،

از پیش دیده xadاند.

وقتی تو نیستی

شادی کلام نامفهومی است

و «دوستت میxadدارم» رازی است

که در میان حنجرهxad ام دق میxad کند

وقتی تو نیستی

من فکر میxad کنم تو

آن قدر مهربانی

که توپxad های کوچک بازی

گلxadهای کاغذین گلدانxadها

تصویرهای صامت دیوار

و اجتماع شیشهxad ای فنجانxadها،

حتا

از دوری تو رنج میxad برند

و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟

اینجا که ساعت و

آیینه و

هوا

به تو معتادند.

و انعکاس لهجه xadی شیرین ات

هر لحظه زیر سقف شیفتگیxad هایم

میxad پیچد.

ای راز سر به مهر ملاحت!

رمز شگفت اشراق!

ای دوست!

برچسب: و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟,ومن چگونه بی تو نگیرد دلم, نویسنده: آتنا نوری تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:01

صفحه بندی