خرید بک لینک

حسین منزوی...

خیام ظلمتیان را، فضای نور کنی

به ذهن ظلمت اگر لحظهxad ای خطور کنی!

نشستهxad ام به عزای چراغ مردهxad ی خود

بیا که سوگ مرا، ای ستاره! سور کنی

برای من، همه، آن لحظه است، لحظهxad ی قدر

که چون شهاب، در آفاق شب عبور کنی

هنوز میxad شود از شب گذشت و روشن شد،

اگر تو - طالع موعود من! - عبور کنی

تراکم همهxad ی ابرهای زاینده!

بیا که یادی از این شورهxad زار دور کنی

کبوتر افق آرزو ! خوشا گذری

براین غریب، بر این برج سوت و کور کنی!

چه میxad شود که شبی، ای شکیب جادویی

عیادتی هم از این جان ناصبور کنی؟

نه از درنگ، ز تثبیت شب هراسانم

اگر در آمدن ات بیش از این قصور کنی..

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 4:15

صفحه بندی