رسول یونان...
یکی از این روزها
از خاکستر خود بر می خیزم
تو آمده ای
و جهان کنار تو
علف زاری مه آلود
با تیرک شکسته تلفن نیست!
شور است و امید
و رستگاری ابدی
دیگر به مرگ نمی اندیشم
زیبایی تو
مرا نجات داده است..!
برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:27